سه شنبه صبح رفتم اداره ی حفاظت محط زیست؛ برای پیگیری درخواست خانوادگی مان: "ممنوعیت استفاده از ظرف های یکبارمصرف در رستوران های تربت حیدریه". با دوچرخه رفتم. رییس نبود و برگشنی دو تا نان سنگگ خریدم نشستیم خانه صبحانه خوردیم. بعدش علی مسابقه ی فوتبال داشتم. او را به سالن رساندم و تلفنی پیگیر محیط زیست شدم و بالاخره ظهر توی اتاق رییس بودم و از درخواست مان پرسیدم. رییس با خرمشهر تماس گرفته بود و ته وتوی کار را درآورده بود. از رییس محیط زیست تربت حیدریه به این خاطر ممنونم. گویا در خرمشهر نهادهای مردمی پیش قدم شده اند. فرماندار هم همراه شده. ما هم باید فرماندار را قاطی کنیم. یک نامه باید به فرماندار بنویسم. علی و تیم اش هفت بر یک بازی را برده بودند. علی از پیگیری درخواست مان عقب نشسته. با نگرانی می گوید بابا، این کارها را نکن. با این که طرفدار محیط زیست است ولی ترسیده. پیگیری های اجتماعی هراس دارد. موافق و مخالف دارد. آدم باید گروه باشد و پشت به پشت هم بدهد تا دل اش محکم شود. تیم علی پشت به پشت هم هفت بر یک برده. ما هم باید تیم باشیم.

منبع : همین طور الکی |تیم
برچسب ها : رییس ,فرماندار ,زیست ,محیط ,پیری ,درخواست ,محیط زیست ,تربت حیدریه ,پیری درخواست